السيد الطباطبائي ( مترجم : همداني )

333

تفسير الميزان ( فارسي )

مىنمايند با اينكه هر دو راه را ديده‌اند ، يعنى علم به هر دو دارند ، آن گاه اين بيان را مبدل به بيانى ديگر كرده ، مىفرمايد اينها آيات ما را تكذيب مىكنند ، و معلوم است كه آيت وقتى آيت است كه بيننده علم به آيت بودن يعنى به دلالت آن داشته باشد ، مجددا اين بيان را نيز تفسير مىكند به اينكه آخرت را تكذيب مىكنند و اين بدان جهت است كه اگر كسى به آخرت ايمان داشته باشد و آن را تكذيب نكند ، ممكن نيست با علم به حق ، حق را رها كند ، چون او مىداند كه انكار حق باعث حبط عملش مىشود ، و لذا در آخر آيه مىفرمايد اعمال اين گونه افراد حبط مىشود . باز نظير آيه مورد بحث آيه زير است كه مىفرمايد : « قُلْ هَلْ نُنَبِّئُكُمْ بِالأَخْسَرِينَ أَعْمالًا الَّذِينَ ضَلَّ سَعْيُهُمْ فِي الْحَياةِ الدُّنْيا ، وَهُمْ يَحْسَبُونَ أَنَّهُمْ يُحْسِنُونَ صُنْعاً ، أُولئِكَ الَّذِينَ كَفَرُوا بِآياتِ رَبِّهِمْ وَلِقائِه فَحَبِطَتْ أَعْمالُهُمْ فَلا نُقِيمُ لَهُمْ يَوْمَ الْقِيامَةِ وَزْناً » « 1 » و انطباق اين دو آيه بر مورد كفر به ايمان به آن معنايى كه بيانش گذشت واضح است . و با تامل و دقت در آنچه گفتيم روشن مىشود كه چگونه جمله مورد بحث يعنى * ( « مَنْ يَكْفُرْ بِالإِيمانِ فَقَدْ حَبِطَ عَمَلُه . . . » ) * متصل به ما قبل خودش است ، پس در حقيقت اين جمله متمم بيان سابق است ، و مىخواهد مؤمنين را از خطرى كه ممكن است در اثر سهلانگارى در امر خدا و معاشرت آزادانه با كفار متوجه آنان شود بر حذر بدارد ، و بفهماند كه اگر در جملات قبل ، طعام اهل كتاب را و ازدواج با زنان عفيف آنان را بر شما مؤمنين حلال كرديم براى اين بود كه در معاشرت شما با اهل كتاب تخفيف و تسهيلى فراهم آوريم ، تا اين وسيله اى بشود كه شما با اخلاق اسلامى خود با يهود و نصارا معاشرت كنيد ، و آنان را شيفته اسلام بسازيد ، و داعى آنان باشد بسوى علم نافع و عمل صالح . پس غرض از تشريع حكم مورد بحث اين بوده ، نه اينكه مسلمين اين حكم را بهانه و وسيله قرار دهند براى اينكه خود را در پرتگاه هوا و هوسها ساقط نموده ، در دوستى و عشق ورزيدن با زنان يهودى و نصرانى بى بند و بار شوند ، و عاشق جمال آنان شده ، در نتيجه خواه ناخواه خلق و خوى آنان را نيز متابعت نمايند و چيزى نگذرد كه خلق و خوى يهوديت و نصرانيت

--> ( 1 ) بگو آيا مىخواهيد شما را خبر دهم به كسانى كه از هر كس ديگر اعمالشان بىنتيجه تر است ؟ آنها كسانى هستند كه اعمالشان و تلاشهايشان در زندگى دنيا نيز بى نتيجه است و در عين حال خيال مىكنند كه كار خوب همان است كه آنها مىكنند ، اينها كسانى هستند كه به آيات پروردگارشان و به لقاء او كفر ورزيدند ، در نتيجه اعمالشان در دنيا و آخرت بى نتيجه شده ، و ما در آخرت سنجشى بر روى اعمال آنان انجام نمىدهيم ، چون اعمالشان ارزشى ندارد . « سوره كهف ، آيه 105 » .